بنی صدر: 4 عامل سیاسی، 7 عامل اقتصادی و 5 عامل روانی بحران فعلی که نظام ایجاد میکند کدامها هستند.

تلویزیون سپیده استقلال و آزادی: نظرتان در باره علل بحران اقتصادی و نظرات احمدی نژاد در کنفرانس مطبوعاتی دیروز که بحث انگیز بود چیست؟

بنی صدر: از اینجا شروع کنیم که از زمانی که آقای خامنه ای احمدی نژاد را رئیس جمهور کرده است مرتب هم در داخل اقتصاددانها و هم در خارج ما نسبت به سیاستهای ویرانگر رژیم هشدار داده ایم. مرتب گفته شده است که قیمت ارز بالا خواهد رفت و تورم کمر شکن خواهد شد و اقتصاد روزبروز مصرف محورتر می شود و این رژیم مقاومت اقتصاد ایران در برابر فشار خارجی را از بین می برد. آنهایی که در ایران هشدار دادند اگر استاد دانشگاه بودند توبیخ کردند و بیکار کردند اما در خارج این هشدارها مرتب داده شده است. پس این رژیم هیچ بهانه ای ندارد و نمی تواند بگوید نمی دانستم یک به یک نتایج این سیاست را به او گفته اند و راه حلها را هم ارائه کرده اند. حالا تقصیر کیست؟ یکی می گوید تقصیر احمدی نژاد است و احمدی نژاد می گوید آنطرف مقصر است. آقای احمدی نژاد دیشب آمده است و هیچکس را معاف نکرده است. از آقای رهبر و مجلس و قوه قضائیه و شهرداری تهران و سپاه

و قم و مراجعش و هزینه های سنگین تبلیغات مذهبی که ضد اثر گذاشته است همه اینها را گفت. مردم هم امروز بیرون آمدند و بازار امروز بسته است. حال سخن من با مردم ایران است.
اگر شما تصور بکنید که این مسئله ارز یک مسئله ای است که به یک تصمیم نیاز دارد و آمدید بیرون که آن تصمیم گرفته شود، مثلا آقای احمدی نژاد ارز به بازار عرضه کند که قیمت بشکند، اشتباه می کنید. برای اینکه بالا رفتن ارز دلایل متعدد دارد. اول اینکه ساخت این رژیم اقتصاد مصرف محوراست. اقتصاد مصرف محور نیاز به ارز دارد، باید نفت صادر کنید و ارز داشته باشید. دیشب آقای احمدی نژاد میگوید آنهایی که ایراد می گیرند چرا قیمت ارز بالا رفته می دانند ما چقدر نفت می فروشیم و پولهایش چگونه جابجا می شود. خوب وقتی شما این حرف را می زنید یعنی ما نفت را نمی توانیم بفروشیم ـ البته اینرا بعد واضح خودش گفت ـ و ثانیا پولهایی که می دهند دلار نیست که به بازار بدهم. خب پس شما وقتی این حرف را می زنید دلار بالا می رود.

برای اینکه شما مردم خوب توجه کنید و روی حساب و کتاب عمل کنید باید بدانید که دلایل این بحران کدام هستند؟ این مسئله حداقل 4 دلیل سیاسی و 7 دلیل اقتصادی و 5 دلیل روانی وجود دارد.

دلایل سیاسی:

دلیل اول بحران است. این رژیم از زمان گروگانگیری تا امروز بحران ساخته است. حالا هم بحران اتمی است. فکر می کرده که این غربی ها خسته می شوند و رها می کنند. وارونه شده است دائم مجازاتها افزوده شده است و حالا کار بجایی رسیده است که اینطرف هم بخواهد ول کند انطرف تا آنچه را میخواهد بدست آورد ول نخواهد کرد. پس یک دلیلش بحران است. رژیمی است که با بحران پدید آمده است و با بحران زندگی میکند و حاضر نیست بحران را ول کند. اگر می خواست ول کند در این وضعیت فرمانده سپاه نمی آمد بگوید جنگ حتما رخ میدهد و فرمانده نیروی موشکی نمی آمد بگوید که ممکن است ما جنگ پیشگیرانه بکنیم یعنی ما به اسرائیل حمله بکنیم پس این یک دلیل سیاسی واضح.

دلیل دوم آشفتگی درون رژیم است. رژیمی که رئیس جمهورش می اید به آشکاری می گوید همه مقصرند و از رهبر تا پایین همه را ردیف میکند درونش آشفته است. پس تصمیمی بتوان گرفت که به مدت طولانی اجرا خواهد شد این اطمیان وجود ندارد. در تمام این 4 سال این رژیم نتوانسته است کاری بکند تنها قانونی که گذرانده قانون یارانه هاست و آنهم نتوانسته به اجرا بگذارد پول ندارد.

دلیل سوم حاکمیت مافیاهای سیاسی نظامی حاکم بر اقتصاد ایرانند. چون این مافیاها از راه رانت دولت نقشش ایجاد فرصت برای رانت خواری است نمی تواند سیاستهای اقتصادی تنظیم کند.

دلیل چهارم این است که جیب اشخاص رژیم شده است حساب جیب دولت. در مجلس گفتند 42 میلیارد دلار به حساب اشخاص ریخته شده است. اینها پولهایی است که به اشخاص می دهند برای خریدهای معین. حالا خورد و برد می شود آن سر جایش. حتی اگر خورد و برد هم نشود این پول دیگر به بازرا وارد نمی شود. وقتی یک دولت حساب و کتاب خودش را ندارد و بلحاظ تحریمها از طریق اشخاص میخواهد عمل کند و همینطور رانت خواری داخلی طبیعتا نمی تواند سیاست ارزی را تدبیر بکند و بانک مرکزی اش فلج می شود .

خوب اینها دلایل سیاسی بودند که خیلی به اختصار عرض شد.

حالا دلایل اقتصادی را می گویم.

عامل اول کسر بالای بودجه است. بودجه تشکیل شده است از فروش نفت و بعلاوه کسر بودجه برای اینکه مالیاتی نیست که از مردم بگیرد. آنچه که یارانه می دهد بیشتر از درآمد نفت است. حالا آمریکایی می گویند ماهی 5 میلیارد دلار درآمد نفتی اش کمتر شده است و این میزان بالایی است. نیاز بودجه دولت باعث بالا رفتن ارز می شود. آقای بودجه می گیود از دیروز تا امروز چی شده که 500 تومان گرانتر شده است. از دیروز تا زمانی که 500 تومان گرانتر شد شما آقای احمدی نژاد بابت اینکه می خواستند معاون شما را توقیف کنند قهر کرده بودید. یعنی مختصر ثبات هم از بین می رود. شما وقتی که به استعفا تهدید می کنید حالت فوق العاده ایجاد می کنید و باعث بی ثباتی می شود.

عامل دوم تحریمهای اروپا و امریکا هستند. این تحریمها باعث شده است نفت ایران به کشورهایی برود که دلار بهش نمی دهند مانند هند و چین. کشورهایی هستند که اصلا پول دست ایران نمیدهند می گویند بیا و از ما جنس بخر.

عامل سوم حجم عظیم نقدینه است. در زمان حکومت ایشان نقدینگی دوبرابر شده است. یعنی چه؟ یعنی قدرت خرید در جامعه سرگردان است کالایی برای جذب آن وجود ندارد و هر زمان به چیزی هجوم می برد و الان به ارز و طلا هجوم برده است.

عامل چهارم تورم و بیکاری توام با رکود عامل است که اقتصاد ایران بدان رفتار شده است. تورم همیشه عامل گرانی است. اما در این موقعیت وقتی اقتصادی به این وضعیت افتاد و هنوز پول نفت ـ حتی کم ـ دارد فرصتهای رانتخواری زیاد می شود. چون کسی سرمایه را به تولید نمی برد. سرمایه می رود جایی که سریع حداکثر سود را دارد.

عامل پنجم تفاوت نرخ رسمی ارز با نرخ ارز در بازار آزاد است. که حالا سه نرخی شده است. وقتی کسی می بیند چون قدت دراد می تواند اعمال نفوذ کند دلار ارزان از دولت می خرد و گرانتر می فروشد. وقتی خود دولت می گیود دلار را درجه بندی می کنم یعنی ارز ندارم. پس ارز گران میشود و تفاوتش می شود رانت بسیار بزرگ.

سپیده استقلال و آزادی: آقای بنی صدر در ایران حتی می گویند که خود دولت از عوامل عمده بالا رفتن قیمت ارز است، یعنی خود دولت یک رانت خار بزرگ شده است برای اینکه می خواهد بودجه داخلی اش را از این طزیق می خواهد تامین کند.

بنی صدر: بله، همین عامل اقتصادی ششم است. گفتیم که کسر بودجه عظیم را دارد، پول هم ندارد، از مالیتها هم که گفتیم تکاپوی همان یارانه ها را نمی کند، پس پول از کجا بیآورد؟ یک راهش اینست که عرضه ارز را به بازار کم می کند، از آن ور هم عوامل روانی بکار می اندازد، نرخ ارز میرود بالا. تا وقتی که دولت اتیاج دارد به پول حاصل از درآمد نفت، برای تامین بودجه اش، این وضیعت است. این هم تغییر نمی کند، مگر اینکه ترکیب دولت تغییر بکند. دولت از دست رانت خوارها بیاید بیرون، یعنی آقای ولی فقیه مطلقه یک جام زهری سر بکشد بمعنی اینکه رژیم ولایت فقیه تمام شود و اختیار بیفتد دست مردم، مردم خودشان دولت معین کنند که آن دولت اختیارش دست رانت خوارها نباشد. بتواند اینها را تنظیم بکند، ولا اینها همیشه است. دولت پول ندارد، خودتان ایران هستید، می دانید که چقدر تولید می کنید. چقدر وارد می کنید....

عامل هفتم، فریبی است که دولت از آن استفاده می کند. یعنی یک قاعده ای است که در وضیعت اقتصادی کنونی جز فریب نیست: می گویند ارزش پول داخلی که پائین بیاید، صادرات تشویق می شود، بنابر این تولید داخلی بالا می رود، اینها سود می برند، واردات تنبیه می شود. یعنی اشخاص نمی روند وارد کنند، برای اینکه گران تمام می شود. نمی توانند با آن قیمتهای داخلی عزضه کنند. این در اقتصادهای تولید محور، یعنی اقتصادهائی که مازاد برای صادرات داشته باشند، معنی می دهد. اما در اقتصاد مصرف محور، درست عکس آنست. شما هر چه بخواهید در ایران تولید کنید، باید از خارج وارد کنید، مواد خام، مواد واسطه اش را از خارج می آورید. پس ارز که گران می شود، مواد را هم گران وارد می کنید. چون در داخل قیمتها بالا می رود ، مجبورید مزد و دیگر عوامل تولید را هم گرانتر بپردازید. نتیجه قیمت داخلی کالا های که اگر بشود صادر کرد، اینقدر بالا می رود که صادر نمی توانید بکنید. بر فرض هم صادر کنندگان بتوانند مقداری صادر کنند، و سود هم ببرید، اما، جامعه ایرانی که تورم و گرانی قیمتها را آن میزان باید تحمل بکنند، تحملش طاق می شود.

این هم هفت دلیل اقتصادی.

پنج دلیل روانی هم وجود دارد.

دلیل اولش مشاهده ناتوانی رژیم در حل مسائل کشور. وقتی آقای رئیس جمهور می گوید که همه ضد قوه مجریه هستند، و 22 نفر اختیار ارز را دارند، دولت هم از پس آنها برنمی آید، یعنی جامعه می فهمد که شما ناتوان هستید.

دومین دلیل روانی، عدم اعتماد به مقامات اول این رژیم است. زیرا هر چی اینها گفتند، عکسش واقعیت پیدا کرد. گفتند کسی علیه ایران قطع نامه صادر نمی کند، پشت سر هم قطع نامه صادر شد. تحریم ها بی اثر است... حالا خود آقای رئیس جمهور می گوید که تحریم عامل اصلی بحران ارز است.

سومین دلیل روانی، عامل تورم و اثر روانی آنست. وقتی جامعه می بیند که ظرف یک سال، نرخ ارز سه برابر شد، و می بیند که آنها که بهش گفته بودند اینطور خواهد شد، درست گفته بودند، خوب می گوید که چشم انداز آینده بدتر از حال است. پس در خرید شتاب می کند.

عامل چهارم، سخنان آقای رهبر در باب اقتصاد مقاومت است. پدرجد اقتصاد را درآورده، و هر گونه مقاومت از این اقتصاد نگون بخت گرفته است، تازه می آید می گوید اقتصاد مقاومت! یعنی چه؟ یعنی بحران اتمی ادامه دارد. بیخود نیست که امروز شعار مردم این بوده که ما انرژی اتمی نمی خواهیم. بلحاظ اینکه وقتی آقائی میآد آنجا می گوید بحران ادامه دارد، آنطرف می رود در سازمان ملل می گوید ما حاضریم با امریکا مذاکره بکنیم، نرسیده به تهران، چپ و راست تو دهنش می زنند. این یعنی بحران ادامه دارد، شدت هم خواهد گرفت.

پنجمین دلیل روانی، مواضع گرایشهای رژیم که هر روز بر ضد هم می گیرند. پی در پی می گویند تقصیر تو است که اقتصاد را اینجور کردی، طرف دیگر می گوید تو اینجور کردی... دیگری می گوید فردا بدتر خواهد شد. حالت روانی جامعه مساعد با گرانی همه چیز، از جمله ارز می شود.

مردم ایران، خوب گوش کنید، سی سال است می گویم و تکرار می کنم و باز هم خواهم گفت و تکرار خواهم کرد تا زمانیکه شما التفاط بفرمائید. واقعآ موجودیت ایران در خطر است. با این حرکات کوچک هم که مثلا شما یک تشری به این رژیم بزنید، مشکل حل نمی شود. باید یک تصمیم بگیرید برای یک استقامت مداوم، بدون خشونت، معنی اش اینست که جمهور مردم به حرکت در بیایید و بایستید برای اینکه اختیار کشور دست شما بیاید. این هم مسئله امروز نیست مال یک روز، دو روز نیست. شما به اوستا مراجعه کنید، از آن زمان تا این زمان، بین دو تا عامل دعوا است. عامل مردم که بوم نشین هستند یا شهر نشین، روستا نشین هستند، باید کار کنند و از کارشان زندگی کنند و عامل اسلحه بدست. در طول این تاریخ دراز، این ملت جنبش کرده است برای اینکه آن اختیار را از آن خودش بکند. انقلاب 57 تصور می رفت که به نتیجه خواهیم رسید. متاسفانه دوباره رفتند سر اینکه پاسداری از انقلاب را بدست اسلحه بسپرند، و اینست وضیعتی که پیدا کرده ایم. باید هدف روشن باشد، یعنی شما بربخیزید، هدف هم این باشد که صفحه تاریخ ورق بخورد، صفحه جدیدی را شما باز کنید تا حاکمیت مال شما، مردم ایران بشود.

سپیده استقلال و آزادی: آقای بنی صدر، شما در ابتدا صحبتتان گفتید فکر نکنید با یک تغییر کوچک، مشکلتان در رابطه با قیمتها و ارز تغییر بکند، بنظر میآد که یکی از مشکلهائی که امروز وجود دارد، که جامعه ما برای مشکلهای عمومی بدنبال راه حلهای مقطعی و شخصی هستند. می خواستم شما در این زمینه صحبت بکنید.

بنی صدر: در جامعه های مختلف که انسانها بیمار می شوند، دو نوع بیمار داریم. یک بیمار به تسکین قانع است. دکتر قرص مسکنی بهش بدهد، و فعلا درد ساکت بشود. حالا فرض کنید، یک بیماری مذمنی است و بیمار می خواهد با مسکن از زیر بار معالجه در برود. جامعه هائی که اینگونه با بیماریها مذمن عمومی مقابله می کنند، رویاروئی می کنند، هزینه های بسیار سنگین می پردازند. یک وقت بخودشان میآیند، می بینند که دیگر طاقت هزینه پرداختن هم دیگر ندارند. یک نوع دیگر اینست که نه، از دقیقه اول می رود که بداند درد واقعی اش چیست؟ و آنرا درمان کند. دلایلی که من برای شما شمردم، مال ساخت این رژیم است. بعضی دردها علائم یک بیماری سنگین هستند. وقتی علائم، یکی، دو تا، سه تا... تا 16 برای شما شمردم، پس یک عامل نیست که بگوئیم آقای احمدی نژاد تقصیر داشته است، که دارد، اما مجموعه این نظام، تولیدش اینست. تولید این عوامل است و این عوامل این اثرات را دارد. پس با مسکن قضیه حل نمی شود. شما مردم ایران باید به درمان اساسی تصمیم بگیرید. شهروند بشوید، حقوقمند بشوید، انسان مستقل و آزاد بشوید. می خواهید بیائید هر از چندی، دلار را بردند فعلا به 3500 تومن، حالا شما آمدید یک اعتراضی کردید. یک دو سه روز دیگر اگر ول کنید، - اگر استمرار بدهید، راحت می شوید- اما اگر ول کنید، دلار می آید حدود 3000 تومن، تثبیت می شود. بعد از یک مدتی، می بینید که باز رفت بالا. و باز همین آش و همین کاسه.

تصمیم را شما مردم باید بگیرید و دنیا هم باید بفهمد که شما یک ملت زنده هستید. ننشینند هر روز برای شما تعیین و تکلیف بکنند. شما ببینید مدتهاست که هیچی در اختیار شما مردم نیست! همه سیر تا پیاز زندگی شما در بیرون مرزها تصمیم می گیرند. امیدوارم تکان بخورید. شاد و پیروز باشید.

 

مصاحبه با تلویزیون سپیده آزادی و استقلال ـ12 مهر 1391